السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

484

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

فديه و سربها بگيرد و يا بدون فديه آزادشان سازد . « 1 » با اين بيانى كه گفته شد ، معلوم گرديد كه در آيه مورد بحث ، نسخى وجود ندارد ، خواه آيه « سيف » پيش از اين آيه نازل گرديده باشد و يا بعد از آن زيرا وجوب كشتن كافر كه از آيه « سيف » استفاده مىشود و عدم وجوب آن كه از آيه مورد گفتار به دست مىآيد ، با هم منافات ندارند تا يكى ناسخ آن ديگرى گردد و مفهوم هر دو آيه به جاى خود لازم‌الاجرا و مورد عمل است و هر كدام به مورد خاصى اختصاص دارد . تصحيح يك اشتباه اين بود نظريه و عقيدهء شيعه و مفاد و مضمون آيهء شريفه دربارهء اسيران جنگى ولى تعجب است كه با اين حال ، « شيخ طوسى » روايتى را به علماى شيعه نسبت مىدهد كه بنا به آن روايت ، امام و پيشواى مسلمانان مخير است اسيران جنگى را كه پس از پيروزى مسلمانان پايان جنگ دستگير كرده‌اند ، به قتل برساند و يا يكى از آن سه حكم را كه قبلا توضيح داديم ، دربارهء آنان اجرا كند . متن گفتار شيخ طوسى اين است : « آن چه كه اصحاب ما روايت نموده‌اند ، اين است كه اگر كفار در اثناى جنگ به اسارت مسلمانان درآيند ، امام اختيار دارد كه آن‌ها را بكشد يا دست و پايشان را از چپ و راست قطع نمايد تا بميرند ، ولى نمىتواند آن‌ها را در برابر فديه و يا بدون فديه آزاد سازد و اگر پس از پايان جنگ به اسارت مسلمانان درآيد ، امام و پيشواى مسلمانان مخير است كه بلا عوض و يا با فديه و سربها آزادشان سازد و يا به صورت برده نگه دارد و يا به قتلشان برساند . » در اين گفتار ، مرحوم طبرسى نيز در مجمع البيان از شيخ طوسى پيروى نموده است . « 2 » در صورتى كه در اين مورد اصلا چنين روايتى وجود ندارد . اتفاقا خود شيخ طوسى در كتاب مبسوط به صراحت ، نظريهء مشهور را تأييد نموده و مىگويد : دربارهء هر اسيرى كه پس از خاموش شدن آتش جنگ به دست مسلمانان بيفتد ، امام مخير است كه به دو منت بگذارد و بلا عوض آزاد كند يا به عنوان برده نگه دارد و يا در مقابل فديه آزادش كند ، بنا به روايت اصحاب ما ، امام نمىتواند او را بكشد . « 3 »

--> ( 1 ) تفسير قرطبى ، 16 / 227 ، 228 و همين نظريه را نحاس در الناسخ و المنسوخ از عطا نقل نموده است . ( 2 ) تفسير تبيان ، چاپ نجف ، 9 / 291 . ( 3 ) مبسوط كتاب الجهاد فصل فى اصناف الكفار و كيفية قتالهم .